بایگانی یادداشت

بدون عنوان

عصرها می رفتم روی دیوار ِ رو به کوچه می نشستم و به سراشیبی نگاه می کردم. پدرم بار آخری که حرف زدیم گفت که حالا آن خانه و آن سراشیب و همه ی آن حوالی در حریم رودخانه رفته اند. می شد که یک ساعت بگذرد و هیچ کسی از کوچه نگذرد. بعد شب […]

شعر صندوقی

اینکه یک آدمیزادی سازش را بگیرد و برود زیر پنجره ی یک آدمیزاد دیگر و آواز بخواند را می فهمیم یعنی چه. آن چیزی که می خواند را هم می شناسیم، بهش می گویند شعر عاشقانه. شعر اجتماعی هم داریم، سیاسی هم داریم، لابد، و خیلی انواع دیگر. اما شعر انتخاباتی، که یک بیتش هم […]

فحشولوژی

این چند روز اخیر زیاد به این فکر کردم که “گاو گند چاله دهان”* فحش ِ بسیار “مناسبی” است. چرا؟ ابتدا به این دلیل که این فحش فخامت ادبی دارد. یعنی این عبارت از جنس ِ “یک عضو خانواده”+”یک حیوان” نیست که هر بچه ی ۱۲ ساله ای بتواند در کوچه فریاد بزند. استفاده از […]

ذوق زدگی ِ یک عدد آدمیزاد

این حرف ِ جدیدی نیست که فضای آنلاین اجازه ی خواندن ِ متن های طولانی و دقیق شدن در آنها را نمی دهد. بعنوان راه حل مدتی بود که مطالب مهم تر را پرینت می گرفتم تا سر فرصت، مثلا در اتوبوس، بخوانم. اما این به معنی مصرف کاغذ بود و علاوه بر آن قطع […]

حکایت مگس کش ِ پدربزرگم که مگس نمی کشت

از شهرک که به سمت کولج می روی، و کولج پایین (پایین کوله به لهجه ی محلی) را که رد می کنی، از کنار کولج بالا هم که بگذری و به سمت هرنج بروی، سمت ِ دیگر ِ رودخانه “تکیه” است. از دلیل ِ این نام گذاری خبر ندارم، اما تکیه منطقه ی سرسبزی است […]

وغ وغ ِ بلبل*

نمی شود به چه چه ِ بلبل تشبیهش کرد، یعنی اصلا نمی شود، اما حقیقت این است که آسمان هر از گاهی پر می شود از جیغ ِ مرغ های دریایی و این اتفاق خوبی است. که این البته لابد یعنی فاتحه برای حس زیبایی شناسی. * حکایت ِ “بوی گند گل، وغ وغ ِ […]

این یکی

جایی این را نگو، اما اگر قرار است به کسی آدرس وبلاگم را بدهم این یکی را می دهم نه آن یکی را.

شهود ِ فضله ای

بشدت آگاهم از اینکه پاراگراف بعدی ِ این نوشته انگار همین الان از دهن یکی از این “روانشناس تلویزیونی”ها در آمده. همین ها که کتاب می نویسند “چگونه بترکیم از خوشحالی”. همین ها که همش لبخند دارند و دقیق که می شوی عضلات صورتشان از این لبخند عاریه ای درد گرفته اما صاحب عضله می […]

فیل پرواز نمی کند

چند ایمیلی که بعد از نوشتن ِ پست ِ فیل پر: آقای فیل+ترینگ را دمش را می بریم! گرفتم دو موضوع را روشن کرد، ۱- این آقای فیل اصلا حوصله از این شوخی ها را ندارد. ۲- همین حالا هم، با همه ی گندگی هیکلش، جناب فیل کم سوراخ برای فرار نگذاشته است. این یعنی […]

کلنانه

یک جوی سیمانی که می شد با دو آجر و کمی پلاستیک رویش سد بست. و می بستیم. زیاد. راهروی سیمانی سمت راست خانه که می شد برگهای رویش را جارو کنی و فرش بیاندازی و در شیب بنشینی. یا دراز بکشی یا گردوی سبز بخوری. گردوها اغلب دزدی بود. دراز که می کشیدی، بالای […]