بایگانی کلا

مثلا سفرنامه

سفرم تونل وحشت رابطه بود. نشسته بودم وسط و از یک طرف «گذاشت و رفت» رژه می‌رفت و از طرف دیگر «دیگر کاری نمی‌شد کرد». به اولی لابد باید گفت «باید بیشتر تلاش می‌کردی». دومی اما دقیقا باید کمتر تلاش می‌کرده است. این یعنی دومی رابطه را هل داده و بدش را ندیده و خوبش […]

ندارد

این رو دلم نیومد جایی نگذارم. توییتر هم جا نشد. از صفحه ی آخر کتابی که اینجا حرفش را زدیم: کتاب: داروینی که نمی شناسیم. At some levels, the government officials may question the sufficiency of evolution to explain life – but not when it comes to investing funds in practical research for medicine or […]