بایگانی جملات بزرگان

ملاحظات نیوتونی

برای falling in love در فارسی «عاشق‌شدن» را داریم، اما نمی‌دانم falling out of love را چطور باید ترجمه‌کرد. سخت‌تر از این، پیدا کردن ِ ترجمه‌ی فارسی برای climbing out of love است. گوگل می‌گوید عده‌ای معتقدند که اگر fall in love کرده‌ای حالا قاعدتا باید climb out of love کنی و نمی‌شود fall out […]

چنین گفت یه آقاهه

وبلاگ نویسی لذت بخش ترین کار دنیاست وقتی وبلاگ نمی نویسی.

لذت وبلاگ نویسی

نامبرده یک روز گفت، و از لذایذ بزرگ برای وبلاگ نویس یکی هم این است که پستی بنویسد و کسی کامنتی بگذارد که واضح باشد منظور ِ نویسنده را گرفته است، و بعد ساندویچش را گاز زد.

چنین گفت زرتشت، در مورد فرندفید

فرندفید گردی در زمان خراب بودن ِ امکان جستجو مثل این است که به جای اینکه داخل صندوق پست را نگاه کنی، راه بیافتی بروی درخانه ی همه ی آشناها، بپرسی، “شما فرمایشی داشتید؟”

میزان رای ملت است

این را یادمان باشد، حجت‌الاسلام حسین سبحانی‌نیا: جریان پیروز در انتخابات حق تشکیل دولت را دارد و الزامی به دادن سهم به جریان‌های دیگر نیست، اما می‌تواند از ظرفیت کشور در جریان‌ها و نخبگان استفاده کند (فارس) بنظرم ایشان متمایل به راست هستند. جالب است ببینیم درصورت رای آوردن اصلاح طلبان هم این حق را […]

برای وقتهای خستگی

آدمیزاد ِ خسته را می شود خسته تر کرد وقتی از او بپرسی “مگه من نیستم باهات؟”. بدتر از آن هم این است که وقتی دیگر خسته نیست از او بپرسی “دیگه خسته نیستی؟” این بود یک حکمت دو جمله ای از یک بزرگ ِ خیلی گنده.

یک نکته ی خیلی بدیهی

ببین، اساسا زندگی کردن یک کار عاملانه* است، دوست داشتن که هیچ. * “کار عاملانه” را بگیر اینکه در یک رودخانه هستی و دست و پا می زنی دربرابر اینکه روی آب غوطه ور باشی که ببردت.

نمک و نون خشک یک آقای محترم

آرام جان می دانی یعنی چه؟ به عبارت غیر فخیمانه می شود آدمیزادی که نق و غرت را برایش می بری و لبخند در ازا از او می گیری. چیزی مثل نمکی مثلا، برای برق انداختن دل اما.

استعغا

الان این را جایی خواندم، از دوست داشتن اگر می شد استعفا داد، برای همیشه، روزهای آفتابی را از دست می دادی، اما رعدو برق ِ مرگ هم شاید از آسمان رخت می بست.