بایگانی موبایلی جات

خطا! لطفا سر خود را به کیبرد بکوبید!

یک هدیه از یک دوست بسیار عزیز.

به آغل برنامه نویسان خوش آمدید!

این عکسها را از قسمتی از آزمایشگاه گرفته ام که چند ماهی است چند دانشجوی لیسانس ِ کارآموز برنامه نویسی در آن “اطراق” کرده اند. عنوان ِ خودساخته ی شان هم Corral است که به آغل موقت می گویند. این دانشجوها را بنظرم می شود نمونه ی دانشجوی فنی کانادایی در دوره ی لیسانس در […]

عکاسی ِ با اعمال شاقه

یعنی آدم چقدر باید پررو باشد که عکس زاغارت موبایلی را بگذارد در “وبلاگ عکاسی“؟ و البته یک عکس ِ “زرد” را هم.

Happy!

دیروز در راه دانشگاه گرفتم. محتویات این قوطی گویا آدم رو هپی می کنه. مجله توی راه افتاده بود، احتمالا به این دلیل که یکی داشته می دویده که بره قوطی هپی بخره برنگشته برش داره. یک تبلیغ غذای سگ هست که آدمیزادی دهن سگش رو با دست به حالت خندان درمیاره و می گه […]

من و این آقای چاق ِ سیگاری و دو عدد هیولا

آقا یا خانم محترمی که شنیده بوده می شود یک پارچه را کرد توی رنگ و بعد مالاند به دیوار و اثر هنری، یا حداقل نمایش قابل تحملی، خلق کرد، سعی کرده این کار را بکند و این شده حاصلش. آقای چاق با سیگار که من را یاد “مومو و مردان خاکستری پوش” می اندازد. […]

پول نداری؟ بخواب!

    بخشی از یک مقاله در روزنامه ی Winnipeg Free Press دیروز.

کپی چی؟ بکن!

اهالی انجمن مهندسی دانشگاه منییتوبا خیلی اهل کپی رایت و از این شوخی ها نیستند انگار.

دزدی، دزدی، همه جا دزدی؟

انصافا چقدر آقای دزد باید پست باشه که چنین شی باارزشی رو بلند کنه و جماعتی رو در حال اضطرار وسط دانشگاه رها کنه. عکس: یک دستشویی  در دانشگاه منیتوبا

هرگز کم نیار، بخصوص توی دستشویی!

“هرگز کم نیار!” نوشته ای پایین در یک “مستراح”! در ساختمان University Center دانشگاه منیتوبا.