یک هشدار امنیتی خیلی “جدی”
این داستان ِ ایمیل گرفتن از research@irantelecom.ir و رهگیری چت و ایمیل یاهو توسط مخابرات ِ ایران امروز در یک ایمیل ِ خیلی “جدی” به دستم رسید. نیما حدودا n سال پیش درموردش نوشته بود: پیکایران و اشاعه دروغهای اینترنتی
این داستان ِ ایمیل گرفتن از research@irantelecom.ir و رهگیری چت و ایمیل یاهو توسط مخابرات ِ ایران امروز در یک ایمیل ِ خیلی “جدی” به دستم رسید. نیما حدودا n سال پیش درموردش نوشته بود: پیکایران و اشاعه دروغهای اینترنتی
دلتنگی را دوست دارم و این عجیب است. نبودن مگر دوست داشتنی است؟ یا نه، دور بودن، این شاید خواستنی می کند دلتنگی را.
لطفا از آدرس های ایمیل kamangirblog در یاهو و جیمل استفاده نکنید. ایمیل arash@kamangir.net را بی زحمت استفاده کنید. شرمنده می شم. چاکریم.
رفیق گلی ایمیل زده که، آیا بنظر شما وردپرس هنوز برای وبلاگ های غیرتجاری مناسب است؟ این جمله البته اشاره به بیش از حد توپ بودن وردپرس دارد. :))
این بهار را پاییزی مباد. از اینجا دزدیدمش: پادکستک ِ خودمانی ِ چهار: اقیانوس، باران و پسرک
محمود نوشته چگونه برای یک وبلاگ فیلتر شده وبلاگ آینه بسازیم؟ دوستی در فرندفید برایش نوشته، دستتو میگیره جلوش بعد میگی : “آینه آینه”… به همین راحتی به همین راحتی.
یک سفر کوتاه ِ یک روز رفته بودم که آمادگی برایش چند روزی طول کشید. شرمنده ی همه ی بد قولی ها هستم. به بزرگی خودتان ببخشید. اتفاقات خوبی دارد می افتد، که اگر بیافتد، اتفاقات بهتری می افتد. چاکریم. :)
ده سالی شاید بزرگتر است. تا کمی دختر فاصله می گیرد، مثلا آرنجش را روی تکیه گاه ِ دورتر می گذارد، می کشدش سمت خودش. دختر سر به شانه اش می گذارد و پسر آرام برایش نجوا می کند. کشیدنش مایه ای از خشونت دارد که دختر انگار بدش نمی آید. تازه وارد هستند، بنظر. [...]
وینیپگ؟ وینیپگ می ری؟ گفته ام “بله” و خواسته ام که معذرت بخواهم که، “بله می دونم جای سردی ه، اما خب، زندگی ه دیگه”، و بعد لبخند بزنم، که درآمده که، “اینجا مال پروازها به آمریکاست. برو پایین ِ راهرو سمت راست”. بعد وسایلم را از شکم دستگاه ِ وارسی کشیده اند بیرون و [...]
ایمیل ِ مهرآمیزی زده ام به دوست ِ بسیار عزیزی. فردا زنگ زده که، “فلانی، فلان جمله دو تا ویرگول کم نداشت؟” بعد برایم گفته برداشتش از متن را. یا معنی نمی داده، یا اگر می داده چیزی که من می خواستم نبوده. پشت خط گفته ام، “ببین، هدف ابراز ِ ارادتی بود که ویرگولش [...]