نمی شود به چه چه ِ بلبل تشبیهش کرد، یعنی اصلا نمی شود، اما حقیقت این است که آسمان هر از گاهی پر می شود از جیغ ِ مرغ های دریایی و این اتفاق خوبی است. که این البته لابد یعنی فاتحه برای حس زیبایی شناسی. * حکایت ِ “بوی گند گل، وغ وغ ِ [...]
جایی این را نگو، اما اگر قرار است به کسی آدرس وبلاگم را بدهم این یکی را می دهم نه آن یکی را.
بشدت آگاهم از اینکه پاراگراف بعدی ِ این نوشته انگار همین الان از دهن یکی از این “روانشناس تلویزیونی”ها در آمده. همین ها که کتاب می نویسند “چگونه بترکیم از خوشحالی”. همین ها که همش لبخند دارند و دقیق که می شوی عضلات صورتشان از این لبخند عاریه ای درد گرفته اما صاحب عضله می [...]
چند ایمیلی که بعد از نوشتن ِ پست ِ فیل پر: آقای فیل+ترینگ را دمش را می بریم! گرفتم دو موضوع را روشن کرد، ۱- این آقای فیل اصلا حوصله از این شوخی ها را ندارد. ۲- همین حالا هم، با همه ی گندگی هیکلش، جناب فیل کم سوراخ برای فرار نگذاشته است. این یعنی [...]
یک جوی سیمانی که می شد با دو آجر و کمی پلاستیک رویش سد بست. و می بستیم. زیاد. راهروی سیمانی سمت راست خانه که می شد برگهای رویش را جارو کنی و فرش بیاندازی و در شیب بنشینی. یا دراز بکشی یا گردوی سبز بخوری. گردوها اغلب دزدی بود. دراز که می کشیدی، بالای [...]
خلاص. یک نفس عمیق و خلاص. همین، فقط خلاص. هزار بار می خواهم بنویسم خلاص. خلاص. موسیقی را از اینجا کش رفته ام:موسیقی هفته: دگردیسی در ساعت چهار بعدازظهر
خلاص
البته که Photography داریم به معنی عکاسی و Photograph داریم به معنای عکس و Photographer به معنی عکاس، اما Pornography و Pornographer داریم ولی Pornograph نداریم (همین جا هم ویرایش گر زیرش یک خط قرمز کشیده که یعنی این کلمه را نمی شناسد). حتی اگر داشتیم هم، پورنوگراف می شد محصولی که پورنوگرافر می سازد، [...]
همیشه نیست که همان که باید بشود می شود. همان که از ابتدا باید می شد. همان که وقتی شد باید دودستی بچسبیمش، با همه ی سختی هایش، و رهایش نکنیم. همیشه نیست که همان که باید بشود می شود. یا مدبر اللیل و النهار حول حالنا الی احسن الحال.
ببین برادر. کلی ایده ی باحال داشتم که عقب انداختم برای اینکه “فیلترم می کنند، به دردسرش نمی ارزد”. بردار این فیلتر رو. بذار بچه ی مردم به زندگیش برسه. ایول.
نامبرده معتقد است باید مصرف چای ممنوع شود. بعد از مدتها دارم چای می خورم و سرم به دوران افتاده، مگه هرویین چشه که “اَخ”ه؟ نامبرده توضیح می دهد.