قضیه ی یک عدد باید

این آغاز یک مقاله در تبیان است با عنوان “دختران و ارتباط با جنس مخالف” که خیلی تصادفی بهش برخوردم،

در این مقاله به بررسی وظیفه ی دختران در ارتباط با جنس مخالف می پردازیم .البته این رهنمودها کلی بوده و پسرها هم می توانند از آن استفاده کنند. اما روی صحبت ما بیشتر با دخترانی است که در آینده باید مادرانی موفق و پاکدامن باشند تا فرزندانی پاک و سالم تربیت کنند… (تاکیدها از من)

اینکه “وظیفه” در اول این جمله چه می کند، و مثلا چه کلمات بهتری می شد برای آن استفاده کرد، را فراموش کنیم. این را هم فراموش کنیم که کمی قضیه مرغ و تخم و مرغ است که “دختران مادرانی موفق و پاکدامن باشند” برای اینکه “فرزندانی پاک و سالم تربیت کنند”. می شود فرض کرد که در این مدل دختران ِ “خوب”، پسران و دختران ِ “خوب” تولید می کنند تا دختران ِ “خوب”شان همین کار را ادامه بدهند و پسران ِ “خوب”شان هم لابد دنیا را چراغانی کنند. اینها همه به کنار اما “باید” ِ اول “باید مادرانی موفق و پاکدامن باشند” را نمی شود زیرسبیلی رد کرد. اینطوری جمله را بخوانید “دخترانی هستند که باید مادرانی موفق و پاکدامن باشند و دخترانی هستند که لازم نیست مادرانی موفق و پاکدامن باشند”.

برای این نوشته یک نظر بنویسید

Your email is never published nor shared. Required fields are marked *

*

*

Type your comment out: