وضعیت دوسر طلا

وضعیتی هست که درش قضیه به هم خورده، طرف گذاشته رفته، یا مرده، دل یارو شکسته، بعد می‌نشیند شعر می‌نویسد و آواز می‌خواند و موسیقی غم می‌زند و حالش را می‌برد. وضعیتی هم هست که یارو عاشق شده، بعد طرف از دل و روده‌ی یارو بعنوان زیرسیگاری استفاده کرده و روش هم سیفون کشیده. بعد یارو زده بیرون. حالا چیزی هم ندارد براش راه برود و شعر بخواند یا خوابش را ببیند. یارو فاتح شده. دل و روده‌اش را پس‌گرفته. اما این فتح ِ تک‌نفره به درد ِ چیزی نمی‌خورد.

این وضعیت ناجوری است.

برای این نوشته یک نظر بنویسید

Your email is never published nor shared. Required fields are marked *

*

*

Type your comment out: