توصیف ِ وضعیت

دلم تنگ نیست. یعنی «تنگ‌بودن» توضیح ِ خوبی برای موقعیت فعلی‌ام نیست. توصیف ِ بهتر «کم‌باد» بودن است. مثل وقتی که بادکنک چروک می‌خورد.

در پنج‌سال گذشته سه بار ریشه‌کن شده‌ام. اینجا «ریشه‌کن» را دقیقا به معنی متداولش استفاده می‌کنم؛ در پنج‌سال ِ گذشته، سه بار زندگی‌ام در چند چمدان خلاصه‌شده. دوبار ِ گذشته چند کارتن کتاب هم داشته‌ام. این یعنی تقریبا هیچ شیءی در زندگی‌ام وجود ندارد که بیشتر از پنج سال باشد که داشته‌باشمش. تقریبا.

موقعیتم خواستن کسی، آدمیزاد ویژه‌ای، نیست. برداشتم از احوالم بیشتر داشتن ِ جا است تا زیر سر داشتن ِ چیزی، کسی، که در آن جا بنشیند.

3 نظر

  1. یک وقت حتی فکر اینکه ممکنه همچین چیزی مختص خودت باشه رو به ذهنت راه نده چون یکی از اشتباهات مهلکه

    Eric Calabros - آبان ۱۱, ۱۳۸۹ ۱۱:۴۰ ق.ظ
  2. من الان همچین حسی دارم.. کمی می ترسم گرچه به جای جدیدم اطمینان دارم و از الان دلبستم.. از اینجا دل کندن اما سختمه.. چطور درد ریشه کن شدن رو باید تحمل کرد؟ شما چیکار کردید؟

    saeedeh - آبان ۱۴, ۱۳۸۹ ۶:۴۰ ب.ظ
  3. می خواستم بگم وبلاگت پس چی. دیدم به ۵ سال نرسیده…
    من در این زمینه اوضاع بدتری دارم. ۳ سال پیش یکی شرط بسته بود که وبلاگ نویسی من یکی دیگه از اون هیجانات ابتدای جوانیه که کمتر از نصف سال دوام پیدا می کنه.
    معمولا تصمیم های خوبی نمی گیرم.

    کمانگیر: مخلصم. بزرگ می‌شیم درست می‌شه. :))

    رضا - آبان ۲۶, ۱۳۸۹ ۷:۵۶ ب.ظ

برای این نوشته یک نظر بنویسید

Your email is never published nor shared. Required fields are marked *

*

*

Type your comment out: