ملاحظات نیوتونی

برای falling in love در فارسی «عاشق‌شدن» را داریم، اما نمی‌دانم falling out of love را چطور باید ترجمه‌کرد. سخت‌تر از این، پیدا کردن ِ ترجمه‌ی فارسی برای climbing out of love است. گوگل می‌گوید عده‌ای معتقدند که اگر fall in love کرده‌ای حالا قاعدتا باید climb out of love کنی و نمی‌شود fall out of love کنی، مگر اینکه جهت جاذبه تغییر کرده‌باشد. و حرف من این است که لابد تغییر کرده‌است که داری fall out of love می‌کنی. اما اتفاق climbing out of love مال وقتی است که وضعیت کم‌و‌بیش همان است که موقع fall in love بوده و تو حالا نردبان گذاشته‌ای که خلاف جاذبه حرکت کنی. مثلا چون چرتکه‌ای می‌گوید باید نردبانت را هوا کنی.

One Comment

  1. شاید این حکایت از سیر دائمی به سوی قهقرا داشته باشد….

    فری کقیف - آبان ۲۶, ۱۳۸۹ ۳:۲۲ ق.ظ

برای این نوشته یک نظر بنویسید

Your email is never published nor shared. Required fields are marked *

*

*

Type your comment out: