در تانزانیا مورچه‌ها سوت می‌زنند

می‌شد که دختره را برده باشد غذاخوری قدیمی، که سردرش سیاه است، همان که توی خیابان ِ دم دریاست، و نشانده باشدش پشت بار، کنار میزهایی که بلند هستند، و به دخترک ِ سیاه‌پوشیده‌ی پشت بار گفته باشد که تلویزیون را بگذارد روی یکی از کانال‌های «آن مرد آن یکی مرد را خیلی می‌زند». بعد می‌شد که دوربین را بیرون آورده باشد و چرق چرق عکس گرفته باشد. می‌شد که بعد دست دختر را گرفته باشد و برده‌باشدش بازار عتیقه‌فروش‌های روبروی بازارچه و دم‌پرکی به هفت دلار خریده باشد و بعد برگشته باشند دختر را گذاشته باشد خانه‌اش و آمده‌باشد خانه با موزیک تندی رقص پا کرده باشد.

می‌شود هم که نشست همه را خیال کرد و تا دم دریا نرفت و فرو رفت توی مبل و مستندی درباره‌ی عکاسی از مورچه‌های تانزانیایی دید و سوت زد.

برای این نوشته یک نظر بنویسید

Your email is never published nor shared. Required fields are marked *

*

*

Type your comment out: