آرزوهای نامبرده

دوست دارم داستان بنویسم. صبح بلند بشوم، احمد محمود کنار تختم باشد. باهاش صبحانه بخورم. بعد بنویسم. وسط‌هاش دوست دارم کد بنویسم. Matlab نه. C++ می‌خواهم بنویسم. از این کدها که خیلی سریع است. مثلا با ماکرو. بعد دوباره احمد محمود بخوانم و داستان بنویسم. شب دوست دارم فیلم ِ مکزیکی ببینم. یک چیزی که یک کسی در یک گوشه‌ای ساخته و چند نفر هم دیده‌اند و رفته کنج نت‌فلیکس که من پیدایش بکنم. خیلی چیز دیگری نمی‌خواهم. همین‌ها باشد من زندگی‌ام را می‌کنم.

برای این نوشته یک نظر بنویسید

Your email is never published nor shared. Required fields are marked *

*

*

Type your comment out: