مرهمی به نام ِ مافیا

سه بار این پست رو خوندم و باز نشد که یک مجموعه تعریف کنم که این “بعضی” ها درش جمع بشه.

بنظرم نکته اساسی این جمله است،

چرا بعضی‏ها به خودشان اجازه داده‏اند وبلاگستان فارسی را ملک “بی‏صاحبی” بدانند که هر طور دلشان بخواهد در آن رفتار کنند؟

دعوای همیشگی اسب سوار و ماشین دار.

بیشتر حرف می زنیم.

در همین زمینه:

3 نظر

  1. به نظر من حقیقت رو گقته بود البته تا حدودی فقط یه خورده تند گفته بود(مثل پستت به زهرا اچ بی که حقیقت بود ولی باید بهتر گفته می شد). چون به آی تی نویسان گفته چتر بهشون بر خورده خب راست میگه دیگه! آخه شتر سواری دولا دولا(نمی دونم املای دولا درسته یا نه)

    مریم - مرداد ۲۶, ۱۳۸۷ ۸:۱۷ ب.ظ
  2. به نظرم اگه خصلت ما جوریه که یک سری چیزها را خوب میدانیم و چیزای غیر آن را بد، بهتر است حواسمان به کارهای خودمان باشد. محتوای خوب تولید کنیم و هر آنچه را به نظرمان خوب است به اشتراک بگذاریم. اگر واقعا درست بگوئیم و درست بنویسیم و به کارمان ایمان داشته باشیم و نظر اکثریت هم برایمان مهم باشد خود به خود خوب ها بیشتر دیده میشوند و بدها (به زعم خودمان) کنار گذاشته میشوند. این کار بهتر از نق زدن است و متهم کردن به مافیا بازی.راستی این کامنت را میخواستم در همان وبلاگ بگذارم. حس کردم فایده ای ندارد و نرود میخ آهنین در سنگ، تصمیم گرفتم همینجا توضیح دهم. موفق باشید کمانگیر جان…

    مرتضی - مرداد ۲۶, ۱۳۸۷ ۱۱:۱۶ ب.ظ
  3. سلام.چه قدر خوب یک لینک از شما پیدا کردم که فیلتر نبود .فعلا فقط خوشحالم .هنوز مطلب یک فتحی و نخوندم اما اما با توجه به کامنت هایی که دیروز دیدم انتظار میرفت

    m4ndm - مرداد ۲۷, ۱۳۸۷ ۱:۰۹ ق.ظ

برای این نوشته یک نظر بنویسید

Your email is never published nor shared. Required fields are marked *

*

*

Type your comment out: