پادکستک ِ خودمانی ِ دو

دویدن از سراشیب، با باد بر شانه هایت، و همه ی رنگها می درخشند. دیروز ِ روزناک ِ دیرگشته، می دویدی و افسار نداشتی، و می دویدی، در پی افسار. و افسار نداشتی. و افسار نداشتی. افسار خراب می کند، همه ی هستی تو را. خراب. و خراب. و خراب.

مرتبط: پادکستک ِ خودمانی ِ یک

بشنوید:

One Comment

  1. و بسیاری از اوقات مشکل فراتر از بودن یا نبودن افسار است، که وجود چشم بند آهنینی است که از پشت آن به دنیا نگاه میکنی.

    آزاده - شهریور ۲, ۱۳۸۷ ۱۲:۵۴ ق.ظ

برای این نوشته یک نظر بنویسید

Your email is never published nor shared. Required fields are marked *

*

*

Type your comment out: