کمانگیر نبودن

صادقانه، وبلاگ به معنی ِ وبلاگ اینجاست، آن جای دیگر را گاهی اوقات می مانم اساسا “که چی؟”

کمانگیر، آبادپور، چند وقتی است نفر سومی بودن را هم بیشتر تجربه می کنم. و این یکی است که “باید در پستو نهانش کرد”.

4 نظر

  1. بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان

    تا گمان اندر یقین گم شد، یقین اندر گمان

    در خیال من نیامد در یقینم هم نبود

    بی نشانی که صواب آمد ازو دادن نشان

    چندگاهی عاشقی ورزیدم و پنداشتم

    خویشتن شهره بکرده کو چنین و من چنان

    در حقیقت چون بدیدم زو خیالی هم نبود

    عاشق و معشوق من بودم ببین این داستان

    سارا رها - شهریور ۱۳, ۱۳۸۷ ۱:۴۱ ق.ظ
  2. در ضمن بنظرم میاد که فرق این ستون روزانه ها که منم دارم با ستون اصلی وبلاگ تفاوتش مثل خونه و محل کاره. توی این ستون گویی که آدم با لباس خونه نشسته و داره می‌نویسه ولی در ستون اصلی با لباس کار و سر و وضع مرتب و اتو کشیده!

    سارا رها - شهریور ۱۳, ۱۳۸۷ ۱:۵۷ ق.ظ
  3. نمی دونم چرا منظورتو متوجه نشدم؟

    امین - شهریور ۱۳, ۱۳۸۷ ۲:۳۰ ق.ظ
  4. sharmandam ke ino migam vali man inja ro kheyli doost daram!

    yekvahid - شهریور ۱۳, ۱۳۸۷ ۴:۴۵ ق.ظ

برای این نوشته یک نظر بنویسید

Your email is never published nor shared. Required fields are marked *

*

*

Type your comment out: