اخلاقیات ِ گفتگو – پایان یک بحث

از بامداد آزرده ام. نه برای اینکه بحث را شلوغ می کند و نه برای اینکه بدون جواب دادن به سوالها، مبحث ِ تازه باز می کند (توضیح بیشتر). برای این نوشته از او آزرده ام. از این کامنت ِ بامداد اینطور می فهمم که او می  داند که مطلب مورد اشاره در این پست را من نوشته ام. اما او در استهزاء شرکت می کند، پست را لینک می کند، و چیزی نمی گوید.

تا پیش از این، در اخلاق ِ بامداد شک نکرده بودم. هر چه بود، عدم توافق بود و با گفتگو می شد که برطرف شود. این، اما رفتاری است که در دنیایی که من در آن زندگی می کنم بی ادبی نامیده می شود.

خوشحالم از بحثی که با بامداد کردیم و از شرکت دیگران در بحث. از همه ی کسانی هم که بحث را دنبال کردند هم ممنونم. مخلص ِ هر کسی که اهل بحث هم باشد هستم. حرف می زنیم. نه دعوا داریم، نه مسخره می کنیم. گفتگو با بامداد اما وارد فضایی شده است که ورود به آن را برازنده او، خوانندگان وبلاگ هایمان، و اساسا هیچ کس نمی دانم.

توضیح– اصولی که در یک بحث وبلاگی دنبال می کنم این است:

۱- وقتی درگیر بحثی هستم، هر نوشته ی مرتبط را به کسانی که نظر من را می خوانند عرضه می کنم. اینکار را از طریق لینک کردن در پستها، ارسال در دلیشس و اخیرا هم به کمک فرندفید انجام می دهم.

۲- هرگز چیزی را به استهزا نمی کشم. بحث یعنی استفاده از منطق برای درک طرف مقابل و انتقال دیدگاه ها.

۳- هرگز از کسی نمی خواهم که در حمایت از من کاری کند.

۴- هدف ِ همه ی این دادوستدها افزایش درک متقابل و کسب دانش است.  بحث ِ موفق را گفتگویی می دانم که به دوستی بیانجامد.

5 نظر

  1. سخت نگیر رفیق

    افیون - شهریور ۲۷, ۱۳۸۷ ۱:۳۴ ب.ظ
  2. خدای نکرده چرا از من دلخور شدی آرش جان؟ الان این نوشته ی روزانه‌ات رو خوندم. به نظرم عجیب میاد موضعی که داری می‌گیری. ما گفتگو کردیم و تا اون‌جایی که یادم هست هیچ‌وقت بالاتر از گل به هم نگفتیم.

    نوشته‌ی هزاران نقطه برای من خیلی جالب بود، واقعا جالب بود. چرا من نباید به نوشته‌ای که ازش خوشم اومده لینک بدم؟ آیا از تو اسمی بردم جایی؟ آیا جسارتی کردم جایی؟ فهمیدن این‌که هزاران نقطه درباره‌ی کی داره صحبت می‌کنه کار سختی نیست، یه گوگل لازم داشت فقط. من باورم نمی‌شه که تو اون حرف‌ها رو زده باشی درباره‌ی خلاقیت و این‌ها … که بگذریم، ترجیح دادم به خاطر رفاقت فقط سکوت کنم، ولی دیگه لینک دادن را صلاح دونستم.

    گفتگوی ما به پایان رسید نه به خاطر این‌که من به شما یا هیچ‌کس دیگه‌ای بی‌احترامی کرده باشم، به خاطر این که به قول خیلی از دوستان، اختلاف فکری ما یه مقداری به مبناها باز می‌گرده و به خاطر همین هم ادامه‌ی گفتگو چندان مفید نیست. اگر چه تا همین‌جای گفتگو خیلی مفید بود و من شخصا چیز یاد گرفتم و افکار خودم رو هم به همین بهانه مرتب‌تر کردم.

    کمانگیر: آقایی بامداد جان. شما ببخش.

    بامداد - شهریور ۲۷, ۱۳۸۷ ۲:۰۲ ب.ظ
  3. من اصولن بحثی رو که مستقیم شروع نکرده بودم رو ادامه دادم. حالا که ناگهان بحث به گفت وگوی مستقیم کشیده، جالبه که ناگهان با تهمت بی ادبی روبرو میشم. بزار چند تا چیز رو باز کنم از هم:
    اگر ناراحتی که مطلب یا مطالب من توهین بوده، من شخص تو را مورد انتقاد قرار دادم، اما تو در مطلبی که به زبان انگلیسی نوشتی و یا در ادامه با پافشاری بر بحث قبلی، ملتی را به سخره گرفتی و برای آن ها تعیین و تکلیف کردی.
    من اگر به بحث تو انتقاد داشتم، وارد بحث گفت و گوی مستقیم با خودت میشدم اما نه الفبای آن را دیدم و نه علاقه ای به آن داشتم و نه وظیفه من بود. این را کردم به خاطر فوجی که فکر می کنند هر حرفی هر جا گفته شد و مخالف با نظام جمهوری اسلامی است، پس درست است.
    می توانستی شهامت به خرج داده و با اذعان اشتباه در اول این بحث، اجازه بدهی آن را به شکل درست دنبال کنیم ولی زمین بازی را تغییر دادی و ادبیات آن را به بیراهه کشاندی. بعد هم بقیه آنتریک شدن که وارد بشن ولی حتی اون جاسعی نکردی بحث رو برگردونی. حالا هم که به این جا رسیده که نمی توان یک دفعه مظلوم نمایی کرد و همه چیز را بست.
    آدم نمی تواند هر کار خواست بکند و بعد همه چیز را دفن کند. این رفتار را ما در زندگی و در نظام جمهوری اسلامی زیاد دیده ایم. آن جا اگر کسی صدایش دربیاید خفه اش می کنند اما حالا و این جا؟
    آرش کمانگیر فردی است با دانش و خلاقیت و در حوزه هایی هست که رقیب ندارد. اما وقتی آمد در حوزه ای که در آن خیلی دانش و تجربه ندارد و در آن حکم صادر کرد، دیگر نمی تواند نتایج را بر اساس خود خواسته هایش ببیند و تعریف کند.
    از قضا این بحث بسته نیست. می توان آن مبحث انگلیسی را ترجمه کرد و درباره بند بند آن بحث کرد تا مشخص شود چه کسی مورد توهین واقع شده. کسی که حکم داده برای همه جامعه ایرانی و برای آن ها تعیین و تکلیف کرده و یا کسی که می خواهد با مظلوم نمایی، از بار این کار بگذرد.
    اخلاق گفت وگو باید باشد درست، اما این تلاش برای پیروزی است از هر راهی که باید بشود. شما مطلب می زنی، با منطق بیراهه می خواهی آن را به کرسی بنشانی و وقتی نشد می خواهی همه چیز را خاموش کنی؟ این گونه نیست.
    شما برای من ای میل زدید آن اول که من مهندسی را از موضع بالا نگفتم، که منظورم این بوده که اتفاقن سر در نمی آورم. من در پاسخ به شما گفتم این مطلب این را نمی گوید، یا آن را اصلاح کنید و یا در آینده به ویرایش مطلب خود بیشتر توجه کنید. در مظلوم نمایی خود این ها را هم ذکر کنید.
    من هیچ گاه به خود اجازه نمی دهم در حوزه ای که دانش آن را ندارم وارد شوم. کما این که از بحث فید و اشتراک و آی تی، همیشه از کمانگیر یاد می گیرم که این ها چیست و چه می کند. شما هم به حوزه ای که وارد نیستید، یا وارد نشوید و یا با احترام وارد شوید. این مبنای گفت وگو و اخلاق بحث است.
    ارادتمند، هزاران نقطه

    هزاران نقطه - شهریور ۲۷, ۱۳۸۷ ۲:۲۵ ب.ظ
  4. یکی اگه حال داشته باشه و لینک درست درمون این بحث ها چه توی وبلاگ های طرفین چه توی فرندفید جمع کنه برای آیندگان خیلی خوب میشه.

    مازیار - شهریور ۲۷, ۱۳۸۷ ۴:۲۳ ب.ظ
  5. این هزاران نقطه چه حالی می کنه، فکر می کنه با اون پست سبک شریعت مداریش دیگه تیر خلاص رو زده. البته به نظر بنده هم این بحث از همون اول نباید شروع میشد ولی حسنش، برای من حداقل، مطالعه اون مقاله مورد بحثه که بر خلاف هزاران نقطه من گمان می کنم تحلیل خوبی باشه. از این بابت از ایشون و همینطور شما متشکرم.

    رامین - شهریور ۲۸, ۱۳۸۷ ۶:۲۰ ق.ظ

برای این نوشته یک نظر بنویسید

Your email is never published nor shared. Required fields are marked *

*

*

Type your comment out: